image.png

کریم حبیب را می‌توان یکی از بین‌المللی‌ترین چهره‌های صنعت طراحی خودرو دانست. او در لبنان متولد شد؛ در کانادا رشد کرد؛ در آمریکا تحصیل کرد و در اروپا و آسیا به فعالیت حرفه‌ای پرداخت.

همین ترکیب فرهنگی گسترده باعث شده است دیدگاه او نسبت به طراحی، فراتر از مرزهای جغرافیایی باشد. حبیب که سابقه مدیریت طراحی در ب‎ام‎و و پروژه‎های خاصی در ارتباط با سری 7 نسل پنجم موسوم به F01، سری 5 نسل هفتم موسوم به G30 و سری 5 نسل پنجم موسوم به E60 و پس از آن کار در تیم طراحی برند لوکس نیسان یعنی اینفینیتی را در کارنامه دارد، از سال ۲۰۱۹ هدایت مرکز طراحی جهانی کیا را برعهده گرفته و یکی از معماران اصلی فلسفه طراحی Opposites United»» یا «اتحاد تضادها» محسوب می‌شود. در ادامه مجله «اتو مگزین دیزاین» (مجله طراحی خودرو ایتالیایی) با این طراح سرشناس به گفت‎وگو نشسته که در ادامه از نظر می‎گذرانیم.

کمی درباره کریم حبیب

کریم حبیب به‌عنوان موفق‎ترین طراح صنعت‌خودرو، راه زیادی را تا این‌جا پشت سر گذاشته است؛ از خاورمیانه، جایی که در لبنان متولد شد، تا اروپا، ایالات‌متحده و آسیا. این ترکیب منحصربه‌فرد از فرهنگ‌ها و تجربیات گوناگون، شخصیت و نگاه طراحی او را شکل داده است. حبیب که در سال ۱۹۷۰ متولد شد، پس از مدیریت بخش طراحی در ب‎ام‎و و اینفینیتی، از سال ۲۰۱۹ به‌عنوان معاون ارشد و رئیس مرکز جهانی طراحی کیا فعالیت می‌کند. او همچنین خالق فلسفه طراحی مشهور Opposites United»» یا «اتحاد تضادها» است؛ فلسفه‌ای که امروز پایه و اساس زبان طراحی محصولات جدید کیا را تشکیل می‌دهد.

به عنوان پرسش نخست آیا اشیاء یا مکان‌های خاصی وجود دارند که از آن‌ها الهام بگیرید؟

بله؛ منابع الهام طراحی من بسیار متنوع هستند و به حوزه‌های مختلف تعلق دارند. از خودروهایی که تقریبا همه دوستشان دارند، مانند محصولات فراری‌ و آلفارومئوهای دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ گرفته تا نمونه‌های خاص‌تر و کمتر شناخته‌شده‌ای مانند کانسپت فورد فوکوس سال ۱۹۹۲. من علاقه ویژه‌ای به معماری سنتی ژاپن دارم. درعین حال، کره‌جنوبی نیز همواره منبع الهام بزرگی برای طراحی‎های من بوده است. برای مثال، معتقدم موزه Audeum در سئول یکی از الهام‌بخش‌ترین فضاهایی است که می‌توان تجربه کرد. همچنین ارتباط عاطفی عمیقی با ایتالیا دارم. در دوران نوجوانی چند ماهی در شهر رم زندگی کردم و به معنای واقعی کلمه عاشق این شهر شدم؛ تا جایی که رم به یکی از مهم‌ترین نقاط مرجع ذهنی و فرهنگی برای من تبدیل شد.

اگر صحبت از طراحان مورد علاقه باشد، چه کسانی را نام می‌برید؟

در صنعت‌خودرو، طراح محبوب من بدون تردید جورجتو جوجارو است. اما اگر دایره بحث را گسترده‌تر کنیم، نام‌های دیگری نیز وجود دارند که تاثیر عمیقی بر من گذاشته‌اند. ژان نوول، معمار برجسته فرانسوی؛ کنگو کوما، استاد معماری مبتنی بر بستر و زمینه؛ ژاک هرزوگ و پیر دومورون، معماران نامدار سوئیسی و همچنین آرنه یاکوبسن، طراح بزرگ دانمارکی که در آغاز قرن بیستم متولد شد. در دنیای خودرو نیز نمی‌توان از استعداد شگفت‌انگیز طراحانی که طی سال‌ها در پینین‌فارینا فعالیت کرده‌اند چشم‌پوشی کرد. و البته مارچلو گاندینی نیز جایگاهی ویژه در ذهن من دارد.

آیا خودرو یا شیء خاصی وجود دارد که آرزو کرده باشید خودتان آن را طراحی کرده بودید؟

تعدادشان بسیار زیاد است. فکر می‌کنم برای هر کسی که در حرفه‎ طراحی فعالیت می‌کند، داشتن مجموعه‌ای از آثار محبوب و الهام‌بخش کاملا طبیعی است. اگر از خودروها شروع کنیم، قطعا آلفارومئو جولیا GT مدل ۱۹۶۳ در صدر فهرست برای من قرار دارد. همچنین تقریبا تمام فراری‌هایی که پینین‌فارینا در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ خلق کرد، برای من شاهکار محسوب می‌شوند. لامبورگینی میورا و اسپادا نیز از دیگر خودروهایی هستند که آن‌ها را تا حد زیادی تحسین‌برانگیز می‌دانم. در حوزه طراحی صنعتی، صندلی Grand Prix که آرنه یاکوبسن در اواسط دهه ۱۹۵۰ طراحی کرد همواره برایم اثری الهام‌بخش بوده است. و البته نمی‌توان از قهوه‌ساز افسانه‌ای بیالتی نام نبرد؛ محصولی که به نظر من نمونه‌ای بی‌نقص از طراحی ماندگار است.

چه زمانی متوجه شدید که می‌خواهید طراح خودرو شوید؟

خیلی زود. حتی به یاد دارم که در کودکی، برای سرگرمی، برند خودروسازی شخصی خودم را خلق کرده بودم. بعدها وارد رشته مهندسی شدم؛ اما همان زمان خیلی سریع فهمیدم که روحیه و علایق من بیشتر با طراحی هماهنگ است تا مهندسی. آن‌جا بود که دریافتم اگر طراح شوم، قطعا خوشحال‌تر و راضی‌تر خواهم بود.

آیا نقطه عطفی در مسیر حرفه‌ای خود به یاد دارید؟

بله؛ زمانی که وارد ArtCenter College of Design (دانشکده طراحی مرکز هنر) شدم، بلافاصله احساس کردم جای درست را پیدا کرده‌ام. من عاشق همه‌چیز آنجا بودم؛ از فضای آموزشی گرفته تا شیوه تدریس و نوع نگاه به طراحی. اما بدون شک، آشنایی با کریس بنگل نقطه‌ای تعیین‌کننده در زندگی حرفه‌ای من بود. همیشه معتقد بوده‌ام که او شخصیتی فوق‌العاده دارد. بنگل اعتمادبه‌نفسی را که برای تبدیل شدن به یک طراح خودرو نیاز داشتم در اختیارم قرار داد. مهم‌تر از همه این‌که او به توانایی‌های من ایمان داشت و این موضوع تاثیر عمیقی بر مسیر حرفه‌ای من گذاشت.

علایق و سرگرمی‌های شما چیست؟

«در این مرحله از زندگی، با داشتن دو فرزند خردسال، زمان چندانی برای پرداختن به سرگرمی‌های شخصی باقی نمی‌ماند. خانواده برای من اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. بیشتر زمانم را در کنار آن‌ها می‌گذرانم و بخش بزرگی از انرژی و تمرکزم را به خانواده اختصاص می‌دهم. با این حال، همچنان علاقه زیادی به خودروهای کلاسیک و معماری دارم و این دو حوزه بخش مهمی از دنیای ذهنی من را تشکیل می‌دهند.

آیا به موسیقی گوش می‌دهید؟

عاشق موسیقی هستم. تقریبا به‌طور مداوم موسیقی گوش می‌دهم و معتقدم نقش بسیار مهمی در متعادل کردن احساسات و حالات روحی من دارد. برایم دشوار است که تنها یک هنرمند یا سبک خاص را انتخاب کنم. فکر می‌کنم سلیقه موسیقایی من بسیار متنوع است. با این حال، چون در مونترال بزرگ شده‌ام، صحنه موسیقی آلترناتیو کانادا تاثیر قابل‌توجهی بر شکل‌گیری سلیقه موسیقایی من داشته است.

آیا شهری وجود دارد که امروز آن را مرکز تحولات فرهنگی و هنری بدانید؟

در حال حاضر، شهری که بیش از هر جای دیگری به من احساس آرامش و رضایت می‌دهد، سئول است. به اعتقاد من، این شهر ظرفیت و پتانسیل فوق‌العاده‌ای دارد. سئول امروز یکی از مهم‌ترین مراکز فرهنگی و هنری جهان به‌شمار می‌رود. ترکیب پویای هنر، فرهنگ، فناوری و سبک زندگی مدرن در این شهر تاثیر عمیقی بر روح و ذهن من می‌گذارد و همچنان مرا مجذوب خود می‌کند.

یک روز معمولی برای رئیس بخش طراحی کیا چگونه می‌گذرد؟

از نظر تئوری، یک روز کاری باید با برنامه‌ریزی دقیق آغاز شود. اما واقعیت این است که در شغل من چیزی به نام «روز معمولی» وجود ندارد. هر روز کاملا متفاوت است. پروژه‌های متعدد، جلسات فراوان و همکاری با تیم‌های مختلف باعث می‌شود تقریبا هر دقیقه با چالش‌ها و فرصت‌های تازه‌ای روبه‌رو شوم و جالب‌تر این‌که در میان این شلوغی، اغلب با غافلگیری‌های کوچک اما بسیار دلپذیری مواجه می‌شوم که کار را هیجان‌انگیزتر می‌کنند.

این روزها کجا زندگی می‌کنید؟

در حال حاضر در حومه فرانکفورت زندگی می‌کنم و از این موضوع رضایت دارم. این منطقه در مقایسه با بسیاری از شهرهای بزرگ جهان نسبتا کوچک است؛ اما در عین حال فضایی کاملا بین‌المللی دارد. هر ماه به سئول سفر می‌کنم؛ بنابراین احساس می‌کنم بخشی از زندگی‌ام نیز در کره‌جنوبی جریان دارد. همان‌طور که گفتم، من عاشق سئول هستم. همچنین ارتباط عاطفی خاصی با لس‌آنجلس دارم؛ شهری که اکنون هنگام انجام این مصاحبه در آن حضور دارم. سال‌ها پیش در این شهر زندگی و تحصیل کرده‌ام و جالب است که بسیاری از ویژگی‌های آن همچنان حفظ شده‌اند. آن‌چه همیشه در لس‌آنجلس تحسین کرده‌ام، تنوع گسترده فرهنگی و انسانی آن است؛ ویژگی‌ای که این شهر را به مکانی منحصربه‌فرد تبدیل می‌کند.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha